متنی جلوتر از مخاطب

الهام باباخانی

 

آری به خود می بالم ، می بالم از این که می بینم

آنان که از خدا باک ندارند ، ازمن بیمناکند !

 

این گفته ی " پوپ " طنز پرداز 1728 میلادی است از کتاب " گفتگو " .

و این حقیقتی است مهم درباره ی قدرت عظیم طنز که سبب شد تا جای خالی این پدیده ی درخشان در میان جلسات متعدد " آینه " به خوبی احساس شود .

طنز پردازان  نه کسانی سبک ، که انسان هایی سخت باهوش و ظریف اند که توانسته اند در تلخ ترین و تنگ ترین روزگاران ، ناگفتنی ترین حرف ها را به گفتن آرند . از خود گذشتگانی که به بهای وصله ی دیوانگی و سبک سری ، بر تابوهای سربه فلک کشیده ، ترک زدند و برج ساروج ناممکن های قدرتمندان را آماده ی تلنگر ویرانی نمودند . ولی آنچه در تاریخ پیروزی های بزرگ نوشته شد ، سرشار از سطرهای نانوشته ای از نقش چشمگیر طنازانی است که فانوس حقیقت گویی و رسوایی نامردمی را در ظلمات بیداد به تلخند های خود روشن نگهداشتند .

" آینه " این بار به انعکاس این طیف ارزشمند و مهجور همت گماشت تا در میان موضوعات فراوانی که طی این سال ها در عرصه های گوناگون بدان پرداخته است ، " طنز" و "طنزپردازان " نیز همسایه ی عزیز این گروه روشن شوند .

 طنز مطبوعاتی " سرآغاز مبحثی شد که جلسه ی مهرماه آینه با  حضور "
مسعود مرعشی" روزنامه نگار و طنز پرداز ، به آن پرداخت.
«آغاز همکاری اش با مطبوعات طنز از 1379 با ماهنامه ی " طنز و کاریکاتور
" بود . همکاری به عنوان طنز نویس یا دبیر بخش طنز با نشریات چلچراغ ،
اعتماد ، شرق ، اعتماد ملی ، بهار ، قانون ، تهران امروز ، همشهری ،
ایران ، مردم و جامعه ، دنیای فوتبال و نگاه ورزشی نیز ازپس آن رخ داد.
وی داور سومین جشنواره ی طنز رادیو جوان بود و داور نخستین جشنواره ی ملی
طنز اینترنتی .
یکی از فیلمنامه نویسان مجموعه ی تلویزیونی " به این جا مربوطه " بود و
اکنون عضو شورای سیاستگذاری شورای دبیران ماهنامه ی " خط خطی " است .
" مسعود مرعشی " جزو 5 برگزیده ی نهایی بخش طنز مکتوب جشنواره ی سراسری
مطبوعات سال های 82 و 84  ، مهمان جلسه ی " طنزمطبوعاتی " گروه ادبی آینه
است.»
این ها را " ارژنگ نجاریان " برای معرفی " مسعود مرعشی " در آغاز برنامه
می گوید و ادامه ی گفته ها را به وی می سپارد .
مرعشی به تعریف شوخ طبعی پرداخت و به انواع آن ؛ از جمله هزل ، هجو ،
فکاهه یا لطیفه ، مطایبه و سر انجام طنز اشاره کرده و تعریف استاد خود،
ابوالفضل زرویی نصر آباد را نقل قول کرد که : «بیان انتقاد تلخ و گزنده
به زبان شیرین کنایی و خنده آور که از فرودست به فرا دست است و به قصد
اصلاح انجام  می شود.» او البته نقدهایی هم به این تعریف داشت. تاکید "
از فرو دست به فرا دست " را سختگیرانه دانست و به عنوان مثال گفت: «وقتی
شما راجع به هم دانشگاهی خود طنز می نویسید، او را فرا دست نمی دانید. از
طرفی «قصد اصلاح» در نوشته، یک نیت درونی است که قابل ارزیابی نیست و
نیاز به نیت خوانی و ذهن خوانی دارد.»
وی به گونه های دیگر شوخ طبعی مانند کمدی هم اشاره کرد که شکل نمایشی شوخ
طبعی به حساب می آید.
عضو شورای دبیران " خط خطی " سپس درباره ی طنز مطبوعاتی و چگونگی رشد و
حرکت آن تا کنون گفت و شرح داد : «طنز مطبوعاتی در سال های ابتدایی دهه
60 به دلیل مسائل انقلاب و جنگ، بسیار محدود و کم بود ولی رفته رفته
گسترده تر شد . زمانی آقای " کیومرث صابری " ستون " دو کلمه حرف حساب "
را در روزنامه اطلاعات  می نوشت تا آن که سال 1369 نشریه " طنز و
کاریکاتور " به مدیر مسئولی آقای جواد علیزاده و "گل آقا" به مدیر مسئولی
آقای کیومرث صابری فومنی مجوز گرفت. صابری تلاش کرد تا با سیاست میانه
روی و جلب اعتماد سیاستمداران نسبت به طنز، موانع انتشار آثار این حوزه
را از سر راهبردارد.
" طنز و کاریکاتور  " بیشتر به حوزه های اجتماعی و فرهنگی و هنری می
پرداخت و " گل آقا " هم می کوشید تا با به کارگیری برخی طنز نویسان سابق
مجله ی " توفیق " و مشی جدید " صابری" که شامل حذف شوخی های تند جنسی و
سیاسی و در لفافه گویی طنزهابود، مسیر را ادامه دهد.»
مرعشی به ظهور نوع دیگری از طنز مطبوعاتی اشاره کرد که همزمان با تحولات
دوم خرداد توسط طنزنویسان اصلاح طلب بخصوص سید ابراهیم نبوی پر و بال
گرفت. طنزی که به دنبال قالب های جدیدتر و زبان به روزتر بود و انتقادات
طنزانه را از لفافه های پیچ واپیچ بیرون کشیده و آنها را صریح تر و شفاف
تر منتشر می کرد .
بعدها این سبک طنز به شیوه های مشابهی در نشریاتی مانند " چلچراغ" ادامه یافت .
مهمان " آینه " در پاسخ به سئوال خانم فرقانی درباره ی بهلول، آن را نیز
نمونه ای از رفتارطنزآمیز دانست که به آن تجاهل العارف می گویند.

درباره برخی دیگر از تکنیک های طنزپردازی مانند نعل وارونه زدن، استفاده
از کژتابی هایزبانی ، بازی کلامی، تضاد ، ارجاع فرامتن و غافلگیری در این
جلسه نکاتی مطرح شد.
مرعشی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه " فرق میان طنز مطبوعاتی با طنز
در کتابچیست ؟ " گفت : «در سال های اخیر برخی از طنز نویسان ، آثار
مطبوعاتی خود را به صورت کتاب منتشر کرده اند که از آن جمله می توان
ابراهیم رها، ابراهیم نبوی و شهرامشکیبا را نام برد. اما اگر این بخش از
کتاب ها (که عملاً گردآوری طنزهای روزنامه ها هستند) را جدا کنیم، طنزی
که در کتاب نوشته می شود محدودیت زمانی ندارد اما طنزمطبوعاتی باید سریع
و در زمان محدود نوشته شود. بنابرین در کتاب می توان طنز پخته تر و
چندلایه تری ارائه داد.
وی افزود: «در مطبوعات نیز طنز هایی که روزانه در روزنامه ها نوشته می
شوند با آن هایی که در هفته نامه یا ماهنامه نوشته می شوند متفاوت است و
از طنزهای ماهنامه ها انتظار پختگی بیشتری می رود. از طرفی ارجاعات
فرامتنی که به مسائل روز اشاره دارند، با توجه به طولانی بودن پروسه اخذ
مجوز و چاپ و نیز ماندگاری بیشتر کتاب باید حساب شده تر در کتاب استفاده
شوند.»
او در خصوص بازار نشر آثارطنز نیز اظهار داشت : «ما ناشری که به صورت
اختصاصی فقط طنز چاپ کند، نداریم و برخی موسسات انتشاراتی مانند " روزنه
"، " مروارید " و" حوض نقره " به انتشار تعدادی از آثار طنز پرداخته
اند.»
بهاره خطیری از مهمان جلسه پرسید :  «چرا طنز نویسان معمولاً چهره ی
بسیار جدی دارند؟»  و پاسخ گرفت : «یکی از مهم ترین اصول و تکنیک های طنز
، " غافلگیری" است و شما برای آن که مخاطب را غافلگیر کنید همیشه باید یک
گام جلوتر از او باشید و این یعنی هوش و خلاقیت و اشراف . بسیاری از
طنزنویسان می توانند مطالب جدی خوبی نیزبنویسند ولی عکس آن خیلی کم اتفاق
می افتد که نویسنده هایی که جدی می نویسند بتوانند طنزهای خوبی بنویسند.
بنابرین نباید طنزنویس ها را به دلیل اینکه کارشان با خنده سر کار دارد،
آدم های سطحی دانست. طنزنویس باید دغدغه داشته باشد، مشکلات را پیدا کند
و آنها را به شکل ظریفی منتقل کند، بنابرین نمی شود توقع داشت یک طنزنویس
همیشه بخندد و شاد باشد.»
مرعشی افزود : «طنز نویس، عواطف را خیلی خوب می شناسد و به همین  دلیل می
تواند مردمی را که سخت می خندند، هم راحت بخنداند و هم راحت به گریه
بیاندازد.»
وی در پایان در پاسخ به سئوال خانم فرقانی در خصوص کلاس های طنز گفت :
«کلاس های مختلفی وجود دارد که چه به صورت خصوصی و نیمه خصوصی و چه در
مراکز فرهنگی به آموزش طنز نویسی می پردازند و برخی از دوستان از همین

بخش دوم برنامه " آینه " با شعر و داستان خوانی حاضرین ادامه یافت . از شعر مهمان راه دور مجلس آقای " چکهندی نژاد " که می گفت : " تو ترانه خواندی و من/ میان آواز تو بزرگ شدم ..." تا شعر طنز گونه ی اصلان قزللو از کتاب " حس سبز" :

  " رو راست نیستی

حتا با خودت !

وگرنه

این همه دراز نمی شد

در ذهن آینه

دماغت ! "

و غافلگیری همیشگی " بابک بهاری " با حاضرو آماده ها و  قدح چوبی بزرگش به نام " تکثیر زمین " که پر از سیب های درشت زرد و سرخ بود و شعرش که :

" آواز نشانه ی شادی

پرنده نشانه ی رهایی

ماه نشانه ی خوش شانسی

آه اگر

کمی کنارتر رود

این پرده ی تاریک ...."

علی عبداللهی نیز حرف کوتاهی گفت از سفر بلندش به آلمان برای ترجمه ی کتاب جدیدش و خبر انتشار کتاب " همسرایی زنبورها " در نشر " گل آذین " را داد .

نسرین فرقانی ، مژده فرهمند و فرحناز عطاریان نیز با داستان " باقالی پلو "  ، مجلس را چنان گرم کردند که سرانجام " احسان ابراهیمی " (طنزپرداز ) هم که برای نخستین بار به جمع " آینه " آمده بود ، مطلب طنزی را خواند تا همیشه یاد مجلس مهرماه 1392" آینه" با خاطره ی جدیدی از قصه ی " خاله سوسکه " همراه باشد ....