آقای بهاری در 4 پارت به بیان مطالب خود پرداختند : " هنرمندان همانقدر به نظریه هنر نیاز دارند که پرندگان به علم پرنده شناسی " بارت نیومن -  

این جلسه برزگداشت است نه تفسیر ، اثبات و  توضیح حاضر آماده ها. دوشان در  28 ژوییه 1887 به دنیا آمد و در 2 اکتبر 1968 روی سنگ قبرش نوشتن "این دیگران اند که می میرند".

وی نقاش و مجسمه سازی فرانسوی است  و آثارش بعد از جنگ جهانی دوم در گسترش هنر غرب موثر واقع شد . به اعتقاد بهاری نقش دوشان در جهان هنر به مانند نقش نیما در شعر نو می باشد ،  معرفی ظرفیت ها و پدید آمدن سبک و مکتب ها است .  بقول جوزف کاسوت : تمام هنر پس از دوشان ذاتا مفهومی ست . زیرا هنر تنها به صورت مفهومی وجود دارد . 2 – تلاطم های سیاسی به همراه تلاطم های هنری ( فوتوریسم ، سورآلیسم ، دادائیسم و....) باعث شد که دوشان تفکر قراردادی در باره پروسه هنر و بازاریابی هنر و جنبش های آوانگارد هنری زمان خود را به چالش بکشد . 3 – بابک بهاری بحث تاثیر گذاری را در توسعه و بسط مقوله هنر قابل اهمیت دانست و به نظر ایشان هنرترین کلمه، کلمه "ترش" می باشد. که با تکرارش این کلمه بزاق دهان ترشح و شاید تاثیرگذارترین کلمه است ... واینطور ادامه داد که آیا هر تاثیری هنر است ؟ و همانطور که می بینید بحث های دیگری را بدنبال می آورد مانند فرصت ما برای دیدن هنر و درک آن .... ( فرناندولژه : بحث بر سر عدم درک هنر نو نیست ، بلکه زمان ما برای درک آن از ما دریغ می شود . در واقع بی زمانی و زمان نداشتن برای هنر ) 4 – تاریخچه ارسال و عودت تابلویی برهنه از والایه و چرخ در سن 26 سالگی و جالب آنکه در مصاحبه ها هیچ پشتوانه فکری و غیره ای برایش نمی آورد و انکار می کند . اما آیا به این مسئله نمی شود اشاره داشت : دوشان هنرمند در مورد معنای واقعی اثرش نا آگاه است ، و این تماشاگرانند که باید با تفسیر آن در ساخت تکمیلی اثر شرکت کنند . در ادامه و ارائه همین حاضر آماده هاست که نظام فکری دوشان آشکار می شود .ابزار او حاضر آماده ها بود یعنی همان اشیای دست ساخته و تغییر نیافته ای که هنرمند آن را بعنوان اثر هنری انتخاب می کند و نا خودآگاه همانقدر می تواند در پیش برد اثر موثر باشد که ذهن بی پایان او برای قطار بی پایان اشیای یافت شده . از جمله این حاضر آماده ها : جابطری ، دست پیش از شکسته شدن ، فواره و سه نخ .... بعنوان مثال فواره که برگرفته از یک سنگ توالت فرنگی ست و دوشان بدون هیچ تغییری از آن بعنوان یک فواره استفاده کرد . 5 – چرخ بعنوان نخستین و خالص ترین اثر حاضر آماده دوشان از این نظر مهم است که اثر با نام خود و تنها برای ارائه آن مفهوم در برابر اجرا را عیان می کند و فاصله اندازی بین کولاژ و به خدمت گیری آن در نقاشی است . 6 – جدایی هنر تزیینی از هنر غیر تزیینی : اثر در عین سادگی و بداهت اما فارغ از رفتارهای دادایستی بحث جدی را مطرح می کند . ( اصالت ایده بر اجرا ) فرم آن ذهنیتی ست که در درک ماهیت ثابت است . تاثیر دوشان در قرن بیستم بر اهمییت هنر برای هنر می افزاید مانند آنچه میکل آنژ ، داوینچی و سایر غول های هنر انجام دادند . بهاری : و این چرخ می گردد تا هنر بگردد با ما گرد جهان . ---- در پارت دیگر برنامه ، آقای بهاری اشاره ای به یک داستان از ارنست همینگوی داشتند ( گزارشی از یک جنایت کاملا حاضر ) و همچنین به شرح فروش کفشهای کودکانه و آگهی آن در روزنامه که از یکی از داستانهای همینگوی الهام گرفته بود پرداختند و تماسها و گفتگوهای حاصل از آن که در قالب داستانی جا می گرفت و البته حامل نکته های بسیار جالبی هم بود .--- و اما در پارت دیگر برنامه به اجرای سکوت جان کیج بمدت 4قیقه و 33 ثانیه بود و با همکاری بهاره خطیری ( دف )  و اصلان قزللو ( سنتور ) و ویولونی که آقای بابک بهاری اجرایش را بعهده داشتند ، پرداختند . ---- قسمت دیگر برنامه به طرحای بابک بهاری مربوط بود با نام های سفرها ( که از یک بازی کودکانه به نام لی له ، در حالیکه بالای این خانه در ابرها قرار گرفته بود اختصاص داشت ) تکثیر زمین به ظرف میوه ای پر از سیب و تلمیحی به رانده شدن آدم و حوا اشاره داشت که منجر به بخشایش زمین به انسان گردید و همچنین call me  که با استفاده از گوشی همراه و نصب شده روی یک تابلو و شماره ای که در زیر آن تعبیه شده بود و با مخاطبین خود ارتباط حاصل می کند ، انجام شد و با شماره ی  977 18 92  0910 در ادامه ی برنامه آقای محمود معتقدی به یاد  بیژن نجدی و اخوان ثالث سخنانی ایراد و به خوانش چند قطعه شعر پرداخت  همچنین خانم عاطفه برزین و .... میترا سرانی اصل و آقای پور جعفری  داستان کوتاهی را برای جمع حاضر خوانندند...

 یاد مهدی اخوان ثالث / در شهریور مرگش/ محمود معتقدی


همیشه ای از صدای همیشه بود

مثل خاموشی زمستان بزرگش

روایت آ خر شاهنامه و/ نقلی چنان به عدالت و/ عشق

" ماث "

دلتنگ صف یار و

زمانه ی تاریخ مرد و مرکب اش

هنوز / شبیه ی خودش می بود

 

 

محمدرضا پورجعفری - محمود معتقدی