جلسه آینده آینه به بررسی آخرین مجموعه اشعار آقای عبداللهی

 " بادها شناسنامه ی مرا بردند " خواهد پرداخت. این کتاب به تازگی توسط

نشر شاملو ( مشهد) چاپ شده است.

در ادامه جلسه به شعر خوانی و داستان خوانی همراهان آینه خواهد گذاشت.

 

و اینک دو قطعه از تاًملات یک حیوان باز  ( طنز واره ها) :

 

 

سگ مامانی

 

چه قشنگ می خرامی و

شوخ و شنگ دم می شورانی

از وقتی سم ات را عمل کرده و

میخچه اش را برداشته اند

ای سگ مامانی !

چه ناز گاز می زنی و هاپولی می کنی

کباب " نایب" را

با دندان های تازه جرم گیری شده ات

 ای پیشی گل باقلایی !

در جیغ رنگارنگ جنین های مرده

 در جوی خیابان ها و پشت تریبون های رسمی و

البته غیر رسمی.

 

             * * * *

دلنگرانی های یک ببر بیمار

 

 

بیمارستان حیوانات بزرگ و کوچک را

بهتر است

 به منتهی الیه جنگل ببرید

ای دامپزشکان عالیقدر !

ببرهای بیمار ،

نشانی خیابان دامپزشکی را

 گم کرده اند و همراه شما هم

 که همیشه ی خدا

در دسترس نیست!