گزارش جلسه آینه / سوم مرداد
گزارش جلسه آینه
/ 3مردادجلسه سوم مرداد گروه آینه، به نقد و بررسی کتاب "زنده ی بیدار" آقای مومنی اختصاص دارد. مدیریت این جلسه را آقای عبداللهی به عهده دارند. این جلسه در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار میشود.
آقای عبداللهی: کتاب نه داستان است و نه شعر اما با اینهمه قرابتی دارد. داستانی در پشت ماجرا جریان دارد. تلاشی برای نثرنویسی است. خواهش میکنم از مومنی چند صفحهای از کتاب را بخوانند و بگویند چطور شد این کتاب پدید آمد.
آقای مومنی چند صفحه ای از کتاب را می خوانند .آقای عبداللهی سئوال را کامل کند .
آقای عبداللهی: چطور شد اویس وارد این داستان شد؟
آقای مومنی: ماجرای اولیه این کتاب به 10 سال قبل برمی گردد. آن موقع رمانی مینوشتم. وقتی 70صفحه نوشتم و حضور بیش از حد خودم را دیدم. کتاب را کنار گذاشتم. اما ایده این کتاب شکل گرفت. اویس فردی است که می دانیم و نمی دانیمش. اویس با ان شخصیتی که در ذهنم بود هماهنگی داشت. علاقه شخصی خودم به اویس هم بود.
آقای عبداللهی: خواستید که کتاب داستان بنویسید یا ...
آقای مومنی: می ترسم توضیحم باعث جهت گیری نظر دوستان بشود. اصلاً قصد داستان نویسی نداشتم. آن خط روایی کارکرد خودش را دارد، اما در خدمت داستان است. ترجیح میهم بعد از نظر دوستان صحبت کنم.
آقای پیرزاده: یاد نثر مسجع قدیم افتادم. شاید باید چند بار بخوانم. این کتاب لحن شخصی دارد.
اقای اسعدی: کتاب را سخت شروع کردم. بین پس زدن و جذب. اما داستان نثر جالبی داشت. انتهای کتاب نثرش برایم غیر منتظره بود.
آقای پیرزاده: یک شاخصه در کتاب آقای مومنی این است که کتاب زمان بر است . باید چند بار خواند و هر بار معنای تازه ای پیش می آید.
آقای عابدی
(شاعر و روزنامه نگار) : کتابی است که باید چند بار خوانده شود، اما درهمین مطالعه بخش دیگر دشواری، به نوع برخورد نویسنده با ژانر برمی گردد. این اثر از دیدگاه شخصیت شناسی قابل تعمق است. مواجه اویس با پدیدهها و انسانها را میبینیم. شخصیتهای آقای مومنی پاره ای از شخصیت خود اویس است. مثلاً: حضور لطیفه برای درک بیشتر اویس است. جالب اینکه اشیاء بدل به شخصیت می شوند.در یک اثر کار ساده ای نیست که قبول کنیم، نامگذاری خیلی تاثیر دارد. طبق گفته یاکوبسن، شعر به خودش برمیگردد. در رمان نباید این اتفاق بیفتد. جایی که زبان متوجه خود زبان است. اما در اثر آقای مومنی رخ داده . صحبت درباره ی گونه و ژانر سخت است. کل اثر قرار است منش و زندگی را نشان بدهد. استفاده از زبان متوجه خود زبان شده. اتفاقی که دراین اثر افتاده انواع هنجارگریزی گویشی، نحوی، واژگانی و ترکیب واژه هاست که قبلا نداشتهایم هنجار گریزی ممکن است در خیلی از نثرها باشد اما بسامد این بیشتر از آن است که در یک کتاب استفاده شود.
آقای عبداللهی: آقای مومنی آگاهانه از ژانر مختلف دوری کرده ...
آقای موسوی: بیشتر از ماجرا نوشتار کتاب من را جذب کرد. بعضی جاها خسته می شدم.
آقای آبیز: برای من برجستگی که بیشتر از همه بود پیرنگ و نثرکتاب است. نمی دانم اهمیت دارد برای کتاب ژانری تعریف کرد. به نظر بیشتر رمان کوتاه است؛ این پارههای به هم پیوسته، ویژگی یکسان زبان و ماجراهای مرتبط البته نه به تعبیر گی دوموپاسان. شخصاً از نوشته های که بین ژانرها حرکت می کنند، خوشم نمی آید. کتاب با یک بار خواندن تمام نمی شود. می شود کتاب را از هر جایی خواند و لذت برد. نمی دانم نوول شاعرانه یا شعر منثور میتواند باشد یا نه. توجه اصلی به سفتن واژ ه ها، این کتاب را به شعر نزدیک کرده. تناسب آوایی، معنایی، تصویری به وفور در این کتاب یافت می شود.
آقای عابدی: تاثیر آگاهانه نویسنده از چنین گفت زرتشت کاملا مشهود است. غرضم این نیست که تقلید است . فقط تاثیر است.
آقای ؟ : نثر نزدیک به نظم بود. با توجه به جملات که به نحو عربی نزدیک بود. اصرار به موزون بودن بیشتر به نثر قدیم شبیه است. برداشت شخصی من است. اما به مواردی برمی خوریم که با این ساختار در تضاد بود. ما وقتی از اسم خاصی استفاده می کنیم با خواننده درگیر می شویم. نویسنده ذهن ما را به اویس قرنی نزدیک می کند. از مخاطب می خواهد دادههای ذهنی اش را کنار این اثر بگذارد که این اویس همان اویس نیست. یکی از نکات جالب برای من سیاه چادرها بود. گفتگوی اویس و لطیفه در زمان این دو شخصیت نمی گنجد. این گفتگو به زمان ما شبیه است. مثلا: آتش ، سایه نماد چیزی نبود.
آقای عبداللهی: آقای مومنی قصد داستان پردازی نداشتند و اویس هم یک قرارداد است. این کتاب نثر درخشانی دارد. نوعی شیدایی در زبان وجود دارد. به آخر که می رسد خوش خوانتر می شود. آخر کتاب به نظر می تواند داستان جداگانه ای باشد. من فکر می کنم دغدغه فلسفی نویسنده از زبان شخصیت ها گفته می شود. دوست داشتم بخش هایی دیالوگ با نثر فرق داشته باشد. در جاهایی روند خواندن کتاب کند می شود. مثلا بعضی کلمات را جور دیگری نمی توانیم بخوانیم. رد محو داستانی به هوشیاری در متن ادامه می یابد. اما نویسنده به زبان ورزی و دیدگاه های خودش می پردازد. من دوست داشتم بیشتر تصویری تر بود. به مباحث تجردی بیشتر پرداخته می شد و دیالوگ ها ایجاد حرکت می کرد.
آقای مومنی: بعضی وقت ها شاید یک جمله یا یک گره 24 ساعت زمان برده باشد. این اویس از جایی حرکت میکند برای پیدا کردن راه. اصلاً این ماجرا این است که اویس دنبال خدایی می گردد که برایش منفعتی داشته باشد. تمام مسائلی که در این کتاب مطرح می شود، دغدغه های بشر امروزی است. پرسش اصلی انسان امروز است در نثر متفاوتی. من به آن اسم نثر دیروزی نمی دهم. نثر ارکائیک است. حتی اسم این کتاب به گونه ای انتخاب شده که من مشخص می کنم این کتاب چه راهی قرار است برود. قصد قصه گویی نبود. غرض بحث فکری است. هستی شناسی یا هر اسم دیگری که بتوان روی آن گذاشت. این سلسله مراتب سلوک که اویس را به خود اویس میرساند. اینها نماد نیستند. کتاب، دغدغه بسیار مهم دیگر جسارت اندیشیدن را مطرح می کنم . تا می خواهیم فکر کنیم ما را ارجاع می دهند به دیگران . اما ما شعور داریم. البته ممکن است پاسخ غلط باشد. این کتاب حاصل اندیشه و اندیشیدن است. من تحت تاپیر خیلی ها هستم مثل: زنده ی بیدار ابن طفیل، اللمعات فخرالدین عراقی و دیگر بزرگانی که اندیشیدن را از آنها یاد گرفتم. این کتاب در طی سالیانی نوشته شده است. اما اگراین کتاب مستقل باشد. من موفق بوده ام .
دوستان حاضر در جلسه :
آقایان : عبداللهی، مومنی، بهاری، پیرزاده، آستانه، اسعدی، آبیز، اطیابی، جانوند، عابدی، موسوی و ؟
خانم ها: خطیری، باباخانی، موسوی، نوری
جایی برای چای / ادبیات / هنر و لبخند