گزارش جلسه دی ماه آیینه
شاعر مرتب با حضور دیگری و بصورت اکتیو به حضور زیبایی شناختی بر سطرهای خود می افزاید، بدون آنکه متن به حضور فرد واحدی تقلیل یابد.
زبان گاه در حین شفافیت خود به شعر جامعیت می بخشد و گاه با دیدگاه سنتی با شعر برخورد می کند و گاه با زبانی فاخر. البته چنین پرش هایی مقطعی می باشد.
گیسوانت را بگشا تا شب تاریکتر شود/ ای که بخت من در پیشانی تو بلند می شود
و یا :
چشم از تو بر نمی دارم / ای راز سر به مهر هستی / ای باکره ی مقدس/ می ستایمت می سرایمت می خواهمت بهار چه دارد که بگوید/ که سالی یکبار می آید / به تو که همه فصل ها را سبز می کنی.
زبان توصیفی در این شعر ها و نگاه کلاسیک و برداشت های تغزلی سنتی موجب آسیب شناسی متن گردیده است. جهان بینی شاعر در مدار بسته صورت نمی گیرد. اما زبان گاه روتین عمل می کند ، که البته در آثار جدید با توجه به ابعاد زمانی و تغییر و تحول در بینش شاعرانه و نگاه هستی شناسی به جهان خارج از ذهن ، این روند متحول تر و به سمت و سوی دیگری سوق پیدا کرده است.
نوستالوژی درونی قالب دائما بر شاعر سنگینی می کند و ضرب آهنگ های عاشقانه و عاطفی خود را بر محوریت تغزل کلمات می نوازد. این تغزل حاکم بر شعر فضایی بدون دغدغه و بدور از هر گونه عصبیتی حرکت متن را به آرامی دنبال می کند.
فضای رمانتیسیسم غالب بر شاعر مشخصا از تجربه ی شخصی و برخوردهای عاطفی و حسی شاعر در جهان پیرامون خود صورت گرفته که منجر به زبان شخصی و تبلور یافته درونه های شاعر و در بافت کلامی وی می باشد.
بازیهای زبانی بدور ازگسست و پرتاب مخاطب به مجراهای بی معنا و بی وسوسه و با آشنایی زدایی ، ساختار زیبایی شناسی خود را حفظ کرده است. زبان گاها متعارف ، در ساختار روایی متن و مونولوگ های عاشقانه، موسیقی شعر را یکنواخت تداعی می کند. و متن با شاخصه هایی به نام شاعر رقم زده شده است.
بطور حتم شاعر در روند شعری خود نسبت به بکارگیری لایه های زبانی وقوف کامل دارد. و با توجه به پتانسیل موجود و آگاهی داشتن از المان های شعری تلاش در این راه را پشتوانه ی هستی شناسی آثار خود خواهد نمود.))
خانم نسرین فرقانی نیز در نقد کتاب (( خرمن خرمن عسل درو می کند چشمانت )) چنین نکاتی را بیان کردند:
- موسیقی خاص و روانی دارد که انسان را تا آخر کتاب همراهی می کند.
-زمانی که شعر ها سروده شده است ، خصوصیت خاصی در آن حکم فرما بوده است.
-از ((که )) زیاد استفاده شده ، که هر کدام کاربرد خاصی داشته است.
-فعل در اشعار ایشان معنای خاصی دارد.
-زبان در جاهایی متفاوت می شد ،گاهی اوقات سنتی تر می شد و این هم شاید به خاطر این باشد که شاعر از سعدی تاثیر پذیرفته است. در برخی شعر های ایشان بوی شعر عاشقانه سعدی می آید.
آقای محمود معتقدی از دوستان قدیمی عطاالهی(( شاعر کتاب خرمن خرمن عسل درو می کند چشمانت )) که سال ها پیش این کتاب را نقد کرده بودن، ایشان گفتند که آقای عطاالهی از اشعار سعدی و اسماعیل خویی (که هر دو شاگرد ایشان بودیم) تاثیر پذیرفته است.
این کتاب دستور زبان سالمی دارد و دقیق است. و شاید امروز خود ایشان این متن را قبول نداشته باشند ، زیرا این متن برای دوران شیفتگی ایشان است.
این کتاب در سال 82 توسط بنده جزء ده کتاب سال ، در روزنامه اعتماد انتخاب شد. این شعر هم کوششی است و هم جوششی ، حس و موسیقی کامل مسشخص می شود. تمام اندیشه های شاعر در فضای روشن و عاشقانه صحبت می کند. این اشعار گاهی به زبان اروتیک نیز نزدیک می شود. اشعار این کتاب به زبان هلندی توسط یکی از دوستان ایشان چاپ شده است. ))
علی شاه مولویه نیز در وصف کتاب شعر آقای علی اصغر عطاالهی می گوید: ((تنها کسی می تواند این جملات و واژگان را به کار ببرد که دارای گذشته و پشتوانه ادبی بسیار خوبی است. آن چیزی که این کتاب دارد زیبایی شناسی محض است. و اگر این جملات به زیبایی شناسی رهایی برسد بیشتر و بهتر می تواند کلمات را به کار ببرد.))
در بخش دوم جلسه یادبودی از غلامرضا بروسان داشتیم:
از زنده یاد غلامرضا بروسان اشعاری خوانده شد و کتاب های ایشان معرفی شد. آقای معتقدی از ویژگی های اشعار مرحوم بروسان گفت: این اشعار از سری بهترین شعر های مدرن است.و حتی می توان گفت که از مدرن نیز فراتر رفته است. از خصوصیات ایشان اینکه، شاعر مرگ اندیشی بوده است.
آه غربت با من همان کار را می کند که موریانه با سقف
که ماه با کتان
که سکته قلبی با ناظم حکمت
گاهی به آخرین پیراهنم فکر می کنم
که مرگ در آن رخ می دهد
... دستم در اندیشه دست تو از هوش می رود
آقای بهاری نیز شعری را که در وصف غلامرضا بروسان گفته بود را به دست من داد که در گزارش بیاورم:
احتمالات پرندگان/ پرندگان احتمال
احتمالا پرنده ای گم می شود
احتمالا پرنده ای آب خواهد خورد
احتمالا پرنده ای دانه خواهد خورد
احتمالا پرنده ای چرخی خواهد زد
احتمالا پرنده ای آواز خواهد خواند
احتمالا پرنده ای پرواز نمی کند
احتمالا پرنده ای دورتر و دورتر خواهد پرید
احتمالا پرنده ای
احتمالا پرنده ای
...
و چه بی بشمار احتمالات دیگر
مرگ خط روشنیست
بر تمام احتمالات تیره
و ما پرندگانی گیج
خیره بر نقطه خالی آسمان
(( احتمال پرنده را گیج می کند.)) بروسان
در آخر جلسه نیز دوستان آیینه ای هر کدام شعر ها و دست نوشته های خود را برای جمع خواندند . از همه این خوبان تشکر می کنیم.
جلسه ماه آینده نیز اختصاص دارد به نقد اشعار خانم میترا سرانی اصل، با کتاب شعر: (( می خواهم گیس های دنیا را ببافم ))
از تمام دوستان علاقه مند دعوت می کنیم که جلسه هفته بعد شرکت کنند.
حاضران جلسه :
علی اصغر عطاالهی/ محمود معتقدی/ نسرین فرقانی / میترا سرانی اصل / مهدیار پیرزاده / تینا جمالی / صادق سرلک / وحید آقاجانی / حمید رضا رخصت طلب/ محمود ترابی مطلق / علی جانوند/ علی شاه مولویه / سامان اصفحانی / مریم آذر / ارژنگ نجاریان /بهاره خطیری/ مسعود محمدی/ تینا جمالی/ زهرا صادقی / امیر نوروزی.
جایی برای چای / ادبیات / هنر و لبخند