جلسه مهر ماه آینه به مروری بر نمایشگاه عکس آقای اسعدی که در خانه هنرمندان برگزار شده بود، گذشت. آقای اسعدی لطف کرده بودند و همهی عکس ها را کپی گرفته بودند، برای دوستانی که موفق به دیدن عکس های ایشان در نمایشگاه نشده بودند.
دوستان بعد از دیدن عکسها نظرات خود را درباره عکس ها و حس و حال عکس ها و گاه نامهایی که آقای اسعدی برای بعضی آثارشان انتخاب کرده بودند، صحبت کردند. رویا با کنجکاوی نام عکس ها را پیدا می کرد و بهاره فکر می کرد باید هر عکس شناسنامه ی خاص خودش داشته باشد و بعضی از دوستان حتی ترجیح می دادند که عکس ها نام هم نداشته باشند و من ذهنم در گیر این بود که این عکس ها تا چه اندازه عکس لحظه است و تا چه حد چیدمان در کار بوده است و یادم می امد نقل قول دوری از دوستی که می گفت هنگام دیدن فیلم ذهن ساکن است و منظره متحرک اما هنگام دیدن عکس، منظره ثابت است و ذهن حرکت می کند و خاطره آن لحظه را مرور می کند.
آقای اسعدی هم مثل همیشه کلی از دوستان و قبول زحمتشان تشکر کردند و بعد مختصری درباره حال و هوای سفرهای متعددش و گاه ماجرا یا داستانی که پشت عکسی خوابیده بود، برای دوستان حاضر در جلسه توضیح دادند. به گمانم اگر بدقولی نکنیم تعدادی از عکس های ایشان را به زودی در وبلاگ خواهیم گذاشت.
جلسه مهر با جلسههای گذشته تفاوت زیادی داشت. چون دقایقی از جلسه به بحث پیشگیری و عوارض بیماری دیابت گذاشت و عجیب بود که بحث برای همه ی دوستان جالب بود و آقای مومنی اطلاعات جامع و کاملی در این باره به دوستان دادند.
در جلسه مهر ماه آینه، آقای حجوانی و عبداللهی که مدتها بود حضورشان را از آینه دریغ
کرده بودند در جلسه حاضر بودند. اگر بخواهم حضور و غیاب کنم شاید درست تر باشد،
گفته شود دوستان زیادی غایب بودند . دوستانی که انگار زیادی گرفتار هستند یا شاید
یادشان رفته که آینه دلش کوچک است و مدتهاست که دلتنگ دیدنشان است.
در ادامه، آقای عبداللهی که به تازگی از سفری دور و دراز آمده بودند ، به خواندن تعدادی از اشعار " مجموعه شعر " بادها شناسنامهی مرا بردند" پرداختند. این مجموعه به تازگی توسط نشر شاملو چاپ شده است و در جلسه آینده ، آینه به مرور این مجموعه شعر خواهد پرداخت.